السيد الطباطبائي

204

مجموعه رسائل ( فارسى )

2 . « . . . ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ . . . » ؛ « 1 » آن‌گاه بر عرش مستولى شد و تدبير امور فرمود ، هيچ كس جز به رخصت او شفيع نخواهد بود . طبق اين بيان ، اگر اسباب سببيتى پيدا كرده‌اند ، از ناحيهء خداست ، و با اين‌كه مالك تأثير و سببيت خود هستند ، ولى استقلال ندارند و اين ، همان معنايى است كه خداوند با تعابير « اذن » و « شفاعت » از آن ياد كرده است . پر واضح است كه « اذن » در مواردى به كار مىرود كه مانعى بر سر راه باشد ، و با « اذن » آن مانع برداشته شود . البته ، « مانع » در جايى مطرح مىشود كه در آن‌جا « اقتضا » باشد ، و مانع ، از تأثير آن مقتضى جلوگيرى نمايد . نتيجه اين كه در هر سببى اقتضايى هست كه به وسيلهء آن تأثير مىكند ، ولى در عين حال ، كليهء امور به دست خداست . د ) قرآن نفوس انبيا را در معجزات مؤثر مىداند از بررسى آيات مربوط به معجزات پيامبران استفاده مىشود كه براى نفوس پيامبران ، تأثيرى در معجزات هست . قرآن كريم در اين باره مىفرمايد : « . . . وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ » ؛ « 2 » هيچ پيامبرى حق نداشت بى اجازهء خدا معجزه‌اى بياورد ؛ و چون فرمان خدا فرا رسد ، به حق داورى شود و كافران و بيهوده كاران زيان بينند . خداى - تبارك و تعالى - آوردن هر معجزه‌اى را از هر پيامبرى به اذن خود منوط

--> ( 1 ) . يونس ، آيه 3 . . ( 2 ) . مؤمن ، آيه 78 . .